به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، هادی وکیلی، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد، در نشست هماندیشی استادان با موضوع بازخوانی پرونده اشغال سفارت آمریکا؛ چرایی و پیامدها که به همت دفتر هماندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی دانشگاه فردوسی مشهد در سالن شورای دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در این دانشگاه برگزار شد، با اشاره به اهمیت تاریخی ۱۳ آبان اظهار داشت: این روز را میتوان از مصادیق ایامالله در تاریخ معاصر ایران دانست؛ روزی که سه مقطع مهم تاریخی، یعنی تبعید امام خمینی(ره) در سال ۱۳۴۳، شهادت دانشآموزان در سال ۱۳۵۷ و تسخیر سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ را در حافظه تاریخی ملت ایران به یکدیگر پیوند میدهد.
وی با اشاره به تبعید امام خمینی(ره) در ۱۳ آبان ۱۳۴۳، پس از اعتراض ایشان به تصویب قانون کاپیتولاسیون، افزود: چند روز پیش از تبعید امام، دولت حسنعلی منصور مصونیت قضایی اتباع آمریکایی را در ایران پذیرفته بود و این موضوع پس از تصویب در دولت، در مجلس نیز به تصویب رسید؛ امام خمینی(ره) در چهارم آبان همان سال، در سخنانی صریح و قاطع به این قانون اعتراض کردند و در مواضع خود، از مرحله انتقاد به عملکرد حکومت پهلوی فراتر رفتند و ضرورت مقابله با ساختار حاکم را مطرح کردند.
دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه تصویب کاپیتولاسیون از عوامل مهم تشدید مبارزات امام خمینی(ره) علیه رژیم پهلوی بود، تصریح کرد: حکومت پهلوی در آن مقطع از قدرت و توان سرکوب گسترده برخوردار بود و پیشتر نیز در واقعه ۱۵ خرداد نشان داده بود که برای حفظ قدرت خود از خشونت استفاده میکند؛ در نهایت، امام خمینی(ره) در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ به ترکیه تبعید شدند و پس از آن نیز به عراق رفتند.
وکیلی ادامه داد: هرچند رژیم پهلوی تصور میکرد با تبعید امام، حرکت اعتراضی مردم را متوقف کرده است، اما مبارزات در سالهای بعد ادامه یافت و سیاستهای نادرست حکومت، زمینه گسترش اعتراضات را فراهم کرد؛ بهگونهای که در سال ۱۳۵۷، اعتراضات مردمی به اوج رسید و حکومت بار دیگر به سرکوب و کشتار متوسل شد.
وی با اشاره به واقعه ۱۳ آبان ۱۳۵۷ در دانشگاه تهران گفت: در این روز شماری از دانشآموزان و دانشجویان به شهادت رسیدند و این حادثه بهعنوان یکی از مقاطع مهم مبارزات مردم، در حافظه تاریخی جامعه ثبت شد و مبنای نامگذاری روز دانشآموز قرار گرفت.
اشغال سفارت آمریکا در امتداد تجربه تاریخی ملت ایران
این استاد دانشگاه با اشاره به پیروزی انقلاب اسلامی و تحولات پس از آن اظهار داشت: حدود یک سال پس از شهادت دانشآموزان در ۱۳ آبان ۱۳۵۷، گروهی از دانشجویان در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ سفارت آمریکا را تسخیر کردند و این واقعه به آغاز ۴۴۴ روز نگهداری کارکنان آمریکایی در اختیار دانشجویان و شکلگیری مجموعهای از تحولات سیاسی و دیپلماتیک منجر شد.
وکیلی با تأکید بر ضرورت توجه به پیوستگی تاریخی این حوادث بیان کرد: اشغال سفارت آمریکا را باید در امتداد تجربه تاریخی ملت ایران از مداخلات این کشور بررسی کرد؛ به این معنا که همان دولتی که در سال ۱۳۴۳ در موضوع کاپیتولاسیون از امتیازات ویژه برخوردار شده بود، در سال ۱۳۵۸ با واکنش اعتراضی بخشی از جامعه ایران مواجه شد.
وی با اشاره به شکست جیمی کارتر در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا پس از بحران گروگانگیری افزود: زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی دولت کارتر، در خاطرات خود سه عامل را در شکست انتخاباتی وی مؤثر دانسته است که تورم و مشکلات اقتصادی آمریکا، اختلافات داخلی حزب دموکرات و بحران گروگانگیری ایران از جمله آنها بود. به این ترتیب، تحولات ایران در معادلات سیاسی داخلی آمریکا نیز تأثیرگذار شد.
تحلیل تاریخی باید از ریشههای واقعه آغاز شود
دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر ضرورت روشمندی در بررسی این موضوع تصریح کرد: برای تحلیل علمی اشغال سفارت آمریکا، نباید صرفاً از پیامدهای آن به گذشته بازگردیم و درباره درستی یا نادرستی واقعه قضاوت کنیم؛ بلکه باید ابتدا ریشههای تاریخی اختلافات ایران و آمریکا، زمینههای شکلگیری تنش و تحولات منتهی به ۱۳ آبان ۱۳۵۸ را بررسی کنیم.
وی افزود: گاهی در تحلیل روابط کنونی ایران و آمریکا، مسئله از نقطه اختلافات امروز آغاز میشود و برخی شعارها و مواضع جمهوری اسلامی ایران بهعنوان عامل اصلی تنش معرفی میشود؛ در حالی که پژوهش تاریخی اقتضا میکند برای شناخت علل اختلافات، به ریشههای آن بازگردیم و تحولات پیش از انقلاب اسلامی و حتی سالهای دورتر را مورد بررسی قرار دهیم.
وکیلی با اشاره به آغاز روابط رسمی ایران و آمریکا در دوره قاجار گفت: آمریکا در قرن نوزدهم هنوز قدرتی در جایگاه ابرقدرتهای استعماری اروپا نبود و پس از جنگ جهانی دوم بهتدریج به قدرت مسلط جهان غرب تبدیل شد؛ از این مقطع، مناسبات آمریکا با ایران نیز وارد مرحله جدیدی شد و مداخلات این کشور در مسائل داخلی ایران گسترش یافت.
وی با اشاره به حضور نیروهای متفقین در ایران طی جنگ جهانی دوم اظهار داشت: ایران با وجود قرار گرفتن در معرض اشغال و تحمل خسارتهای سنگین اقتصادی، در تصمیمگیریهای قدرتهای بزرگ جایگاه مستقلی نداشت و حتی در کنفرانس تهران نیز با وجود میزبانی از سران متفقین، برخورد شایستهای با مسئولان کشور صورت نگرفت.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا به یکی از قدرتهای اصلی تأثیرگذار در ایران تبدیل شد، افزود: نهضت ملی شدن صنعت نفت یکی از مهمترین مقاطع مقابله ملت ایران با سلطه خارجی بود. این نهضت با تصویب ملی شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ به پیروزی رسید و دولت مصدق مسئولیت اجرای این مصوبه را برعهده گرفت؛ اما در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دولت وی در کودتایی با نقشآفرینی آمریکا و انگلیس سرنگون شد.
وکیلی ادامه داد: کودتای ۲۸ مرداد تأثیر عمیقی بر افکار عمومی، بهویژه در میان روشنفکران، دانشجویان و جوانان ایرانی گذاشت و این زخم تاریخی تا سالها بعد نیز در حافظه جامعه باقی ماند؛ پس از کودتا، دولت وابسته به آمریکا روی کار آمد و قرارداد کنسرسیوم نفتی سال ۱۳۳۳ نیز در راستای تأمین منافع شرکتهای خارجی منعقد شد.
وی با تأکید بر اینکه مخالفت با مداخلات آمریکا محدود به جریانهای مذهبی و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نبود، گفت: در نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز نیروهای ملیگرا و جریانهای غیردینی در برابر سلطه خارجی ایستادند و در آن مقطع، جمهوری اسلامی و ساختار سیاسی پس از انقلاب وجود نداشت؛ بنابراین، نمیتوان ریشه اختلافات ایران و آمریکا را صرفاً به مواضع جمهوری اسلامی نسبت داد.
دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به پیامدهای کودتای ۲۸ مرداد بیان کرد: پس از این کودتا، آمریکا برای حدود ۲۵ سال نفوذ و سلطه گستردهای بر ساختار سیاسی و اقتصادی ایران پیدا کرد و در بسیاری از تصمیمات کلان کشور نقشآفرین شد.
وی با اشاره به سخنان شهید محمدعلی رجایی در سازمان ملل متحد اظهار داشت: رجایی در پاسخ به پرسش درباره اشغال سفارت آمریکا، با نشان دادن آثار شکنجه بر بدن خود، به این مسئله اشاره کرد که آمریکا در سالهای پیش از انقلاب در ایران مداخلات گستردهای داشت و در برابر شکنجه و نقض حقوق مردم ایران واکنشی نشان نمیداد؛ اما پس از اشغال سفارت، موضوع حقوق بشر و وضعیت کارکنان آمریکایی به یکی از محورهای اصلی اعتراضات بینالمللی تبدیل شد.
مداخلات آمریکا پس از پیروزی انقلاب نیز ادامه داشت
وکیلی با اشاره به اینکه پیروزی انقلاب اسلامی به معنای پایان مداخلات آمریکا در ایران نبود، گفت: بررسی تحولات فاصله ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا ۱۳ آبان ۱۳۵۸ نشان میدهد که دولت آمریکا در این دوره نیز بارها در امور داخلی ایران مداخله کرد و حتی دولت موقت مهندس بازرگان در مکاتبات رسمی خود با سازمان ملل و مسئولان آمریکایی نسبت به این مداخلات اعتراض داشت.
وی با اشاره به تحرکات تجزیهطلبانه در مناطق مختلف کشور پس از پیروزی انقلاب افزود: در ماههای نخست انقلاب، تحرکاتی در خوزستان، کردستان، آذربایجان و سیستان و بلوچستان شکل گرفت و در برخی از این تحولات، شواهدی از نقشآفرینی و حمایت عوامل خارجی، از جمله آمریکا، مطرح شد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در اردیبهشت ۱۳۵۸ نیز مجلس سنای آمریکا قطعنامهای در انتقاد از عملکرد جمهوری اسلامی ایران در برخورد با برخی متهمان و محکومان صادر کرد و فشارهای سیاسی و محدودیتهایی علیه ایران شکل گرفت؛ این اقدامات در شرایطی انجام میشد که جمهوری اسلامی در حال شکلدهی به ساختار سیاسی جدید خود بود.
وکیلی با اشاره به مطالبات ایران از دولت آمریکا پیش از اشغال سفارت اظهار داشت: یکی از موضوعات مهم اختلاف، داراییها و مطالبات مالی ایران از آمریکا بود؛ایران میلیاردها دلار در قالب قراردادهای تسلیحاتی و سرمایهگذاریهای مختلف در اختیار آمریکا داشت و دولت موقت خواستار بازگرداندن این مبالغ و تعیین تکلیف قراردادهای لغوشده بود؛ اما آمریکا در این زمینه همکاری لازم را انجام نمیداد.
وی افزود: مطالبه دیگر مردم ایران، استرداد محمدرضا پهلوی برای محاکمه و بازگرداندن ثروتهای خارجشده از کشور بود؛ در شرایطی که شاه پس از خروج از ایران به کشورهای مختلفی سفر کرده بود، پذیرش وی در آمریکا در مهرماه ۱۳۵۸، در اوج اختلافات تهران و واشنگتن، به تشدید خشم و اعتراض عمومی در ایران انجامید.
این استاد دانشگاه با اشاره به تأثیر این اقدام در شکلگیری فضای منتهی به اشغال سفارت تصریح کرد: مردم ایران انتظار داشتند آمریکا به مطالبات قانونی و حقوقی آنان پاسخ دهد؛ اما پذیرش شاه در آمریکا، در شرایطی که روابط دو کشور بهشدت متشنج بود، بهعنوان اقدامی تحریکآمیز تلقی شد.
تفاوت موضع جمهوری اسلامی با اشغال نخست سفارت آمریکا
وکیلی با اشاره به واقعه ۲۵ بهمن ۱۳۵۷، سه روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، گفت: در آن مقطع نیز گروهی سفارت آمریکا را اشغال کردند؛ اما امام خمینی(ره) دستور دادند سفارت تخلیه شود و نیروهای مسئول برای پایان دادن به این اقدام وارد عمل شدند؛همچنین در مواردی که به کنسولگریهای خارجی تعرض شد، موضع امام بر جلوگیری از چنین اقداماتی بود.
وی افزود: این مواضع نشان میدهد که جمهوری اسلامی در ماههای نخست پس از انقلاب، بهدنبال آغاز تنش با سفارتخانههای خارجی نبود و حتی امام خمینی(ره) بر امکان برقراری روابط با آمریکا بر پایه احترام متقابل و رعایت حقوق ملت ایران تأکید داشتند.
دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه تحولات پس از انقلاب و اطلاعات بهدستآمده از فعالیتهای سفارت آمریکا، شرایط را تغییر داد، تصریح کرد: پس از تسخیر سفارت در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، اسنادی منتشر شد که به اعتقاد وی، از ارتباط عوامل این سفارت با برخی جریانها و افراد در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران و تلاش برای تأثیرگذاری بر تحولات داخلی حکایت داشت.
وکیلی با اشاره به انتشار اسناد بهدستآمده از سفارت آمریکا اظهار داشت: مجموعه اسناد منتشرشده در دهها جلد، ابعاد مختلف فعالیتهای اطلاعاتی و ارتباطات این سفارت را نشان میدهد؛ این اسناد از ارتباط با برخی افراد در دستگاههای اجرایی، جریانهای سیاسی و حتی برخی مجموعههای مؤثر در تحولات کشور حکایت دارد.
وی با اشاره به انتشار اسناد مربوط به ارتباط برخی افراد با سفارت آمریکا افزود: در میان این اسناد، مواردی درباره ارتباطات و تلاش برای تأثیرگذاری بر ساختار سیاسی کشور وجود داشت که نشان میداد فعالیتهای سفارت صرفاً به امور متعارف دیپلماتیک محدود نبوده است.
این استاد دانشگاه با اشاره به تلاش کارکنان سفارت برای از بین بردن اسناد محرمانه پیش از ورود دانشجویان گفت: بخشی از اسناد بهوسیله دستگاههای خردکن نابود شده بود و دانشجویان با تلاش فراوان توانستند قسمتهایی از اسناد خردشده را بازسازی کنند و در اختیار افکار عمومی قرار دهند؛ هرچند بخشی از مدارک نیز از بین رفت.
وکیلی با تفکیک میان قواعد حقوق بینالملل و زمینههای سیاسی و تاریخی این واقعه بیان کرد: در شرایط عادی، اشغال سفارتخانه یک کشور خارجی با اصول و مقررات حقوق بینالملل و مصونیت اماکن دیپلماتیک مغایرت دارد و این قاعده قابل انکار نیست؛ همانگونه که امام خمینی(ره) در موارد پیشین بر ضرورت جلوگیری از تعرض به سفارتخانهها تأکید کرده بودند.
وی ادامه داد: با این حال، در تحلیل واقعه ۱۳ آبان باید به این پرسش نیز پاسخ داد که پیش از اقدام دانشجویان، چه تخلفاتی در محیط سفارت آمریکا و از سوی این کشور صورت گرفته بود؛هیچ سفارتخانهای در هیچ کشوری حق ندارد از موقعیت دیپلماتیک خود برای جاسوسی، مداخله در امور داخلی یا سازماندهی اقدامات علیه حاکمیت کشور میزبان استفاده کند.
دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد تأکید کرد: اگر فعالیتهای اطلاعاتی و مداخلات منتسب به سفارت آمریکا در ایران را در نظر بگیریم، باید میان اقدام دانشجویان و تخلفاتی که زمینهساز این واقعه بوده است، تفکیک قائل شویم؛ از این منظر، اشغال سفارت در تحلیل تاریخی وی، واکنشی به مجموعهای از رفتارهای مداخلهجویانه و اقدامات خلاف حقوق بینالملل آمریکا علیه ایران بود.
وکیلی با اشاره به ادامه بحران پس از اشغال سفارت گفت: پس از این واقعه، ایران مطالباتی را برای حلوفصل بحران مطرح کرد که از جمله آنها بازگرداندن داراییهای بلوکهشده، استرداد شاه برای محاکمه و بازگرداندن ثروتهای خارجشده خاندان پهلوی بود.
وی افزود: در طول این بحران، بخشی از کارکنان سفارت، از جمله زنان، اتباع غیرآمریکایی و افراد بیمار آزاد شدند و تعداد افراد باقیمانده کاهش یافت؛ با این حال، مذاکرات برای تأمین مطالبات ایران به نتیجه نرسید و تلاش میانجیگران بینالمللی نیز نتوانست اختلافات را برطرف کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش سازمان ملل و برخی شخصیتهای بینالمللی در پیگیری آزادی کارکنان آمریکایی تصریح کرد: در جریان این مذاکرات، فشارهای بینالمللی عمدتاً بر آزادی گروگانها متمرکز بود و کمتر به مطالبات ایران و ضرورت پاسخگویی آمریکا درباره مداخلات گذشته و داراییهای ملت ایران توجه میشد.
وکیلی با اشاره به پایان بحران گروگانگیری اظهار داشت: در نهایت، مذاکرات ایران و آمریکا با میانجیگری الجزایر به توافقی در آبان ۱۳۵۹ انجامید که بر اساس آن، ایران با آزادی کارکنان باقیمانده سفارت موافقت کرد و در مقابل، آمریکا تعهداتی از جمله عدم مداخله در امور داخلی ایران، آزادسازی داراییهای کشور و تعیین تکلیف مطالبات مالی ایران را پذیرفت.
وی ادامه داد: ایران تعهد خود را در زمینه آزادی گروگانها اجرا کرد؛ اما به اعتقاد وی، آمریکا در عمل به بسیاری از تعهدات خود پایبند نماند و اجرای تعهدات مالی و سیاسی آن بهصورت ناقص و قطرهچکانی دنبال شد،همچنین حمایت آمریکا از رژیم بعث عراق در جریان جنگ تحمیلی، از جمله تحولاتی بود که با تعهدات پیشین این کشور در تعارض قرار داشت.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه تجربه توافق الجزایر را میتوان در بررسی روند مذاکرات بعدی ایران و آمریکا نیز مورد توجه قرار داد، خاطرنشان کرد: در تحلیل روابط دو کشور باید به سابقه تعهدات و عملکرد طرفین توجه کرد و صرف امضای توافقنامه را به معنای تضمین اجرای تعهدات ندانست.
ضرورت تقویت روایت تاریخی ایران در عرصه بینالملل
وکیلی با اشاره به پیامدهای بینالمللی اشغال سفارت آمریکا گفت: این واقعه با وجود زمینههای تاریخی و مداخلات پیشین آمریکا، از نظر تبلیغاتی و رسانهای به فرصتی برای این کشور تبدیل شد تا تصویری منفی از جمهوری اسلامی ایران در افکار عمومی جهان ارائه کند و ایران را مخالف حقوق بشر و مقررات بینالمللی معرفی کند.
وی با انتقاد از کمکاری برخی دانشگاهیان، پژوهشگران و رسانههای داخلی در تبیین ابعاد تاریخی این واقعه اظهار داشت: در جنگ روایتها، آمریکا توانست از موضوع اشغال سفارت بهرهبرداری گستردهای کند؛ در حالی که جامعه علمی و رسانهای ایران میتوانست با مستندسازی دقیق پیشینه مداخلات این کشور، زمینه شناخت جامعتری از این واقعه را فراهم کند.
دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد تأکید کرد: ضرورت دارد دانشگاهیان، نویسندگان، محققان و فعالان رسانهای با ورود جدیتر و علمیتر به این موضوع، روایت مستند و مستدل ایران را در عرصه بینالمللی تبیین کنند؛ زیرا حتی در برخی محیطهای دانشگاهی، روایت آمریکایی از این واقعه بدون بررسی کامل زمینههای تاریخی آن بازگو میشود.
وی کتاب ایستگاه خیابان روزولت؛ روایتی مستند از تسخیر سفارت آمریکا در تهران را از آثار پژوهشی مهم در این زمینه دانست و گفت: این اثر با استفاده از اسناد، منابع تاریخی، خاطرات و تاریخ شفاهی و همچنین بررسی منابع آمریکایی و غربی، اطلاعات قابل توجهی درباره ابعاد مختلف تسخیر سفارت ارائه کرده است و میتواند بهعنوان یکی از منابع مطالعاتی این حوزه مورد توجه قرار گیرد.
تأثیر اشغال سفارت بر گفتمان مقاومت
وکیلی با اشاره به پیامدهای فراتر از مرزهای ایران در واقعه ۱۳ آبان ۱۳۵۸ اظهار داشت: این رویداد در گسترش گفتمان مقاومت و تغییر ادبیات مبارزه در برخی جریانهای منطقه نیز تأثیرگذار بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بخشی از جریانهای مقاومت فلسطین بهتدریج از ادبیات مارکسیستی و چپ به سمت ادبیات اسلامی و گفتمان مقاومت اسلامی حرکت کردند.
وی افزود: شکلگیری و تقویت جریانهایی که مبارزه را با تکیه بر مبانی اسلامی دنبال میکردند، از جمله تحولاتی بود که در فضای جدید منطقه و تحت تأثیر انقلاب اسلامی و گفتمان ضد استکباری آن قابل بررسی است.
در ادامه این نشست و در پاسخ به پرسشی درباره علت تغییر مواضع و ابراز پشیمانی برخی از دانشجویان تسخیرکننده سفارت آمریکا، از جمله ابراهیم اصغرزاده و عباس عبدی، وکیلی اظهار داشت: برای تحلیل این مسئله باید به مبانی فکری و اعتقادی دانشجویان شرکتکننده در این اقدام توجه کرد؛ زیرا همه دانشجویان از یک طیف فکری واحد برخوردار نبودند و انگیزهها و برداشتهای متفاوتی داشتند.
وی با اشاره به دیدگاه رهبر شهید درباره ریزش برخی از دانشجویان آن روز گفت: یکی از عوامل مهم تغییر مواضع برخی افراد، کمعمق بودن انگیزهها و نداشتن پشتوانه اعتقادی و فکری مستحکم بود؛ برخی از دانشجویان با احساسات و هیجان انقلابی وارد این حرکت شدند، اما این انگیزهها در همه افراد بر مبانی معرفتی و اعتقادی عمیق استوار نبود.
این استاد دانشگاه ادامه داد: افرادی که اقدام خود را بر پایه باورهای عمیق اعتقادی و شناخت مبانی فکری انجام داده بودند، در ادامه نیز بر مواضع خود باقی ماندند؛ اما برخی دیگر بهتدریج از مواضع گذشته فاصله گرفتند و حتی در موضوعات گستردهتری درباره نسبت دین و سیاست و ساختار نظام جمهوری اسلامی تجدیدنظر کردند.
وکیلی با بیان اینکه تغییر مواضع برخی دانشجویان را نباید به تمام شرکتکنندگان در تسخیر سفارت تعمیم داد، خاطرنشان کرد: بخشی از دانشجویان همچنان بر مواضع پیشین خود پایبند ماندند و این موضوع نشان میدهد که برای تحلیل رفتار سیاسی افراد باید به مبانی اعتقادی، معرفتی و فکری آنان توجه کرد.
تسخیر سفارت و ارتقای مبارزه از استبدادستیزی به استکبارستیزی
وی در پاسخ به این دیدگاه که دانشجویان امام خمینی(ره) را در برابر عمل انجامشده قرار دادند، گفت: باید میان اشغال سفارت در ۲۵ بهمن ۱۳۵۷ و واقعه ۱۳ آبان همان سال تفاوت قائل شد؛ زیرا در واقعه نخست، امام خمینی(ره) با این اقدام مخالفت کردند و دستور تخلیه سفارت را دادند، اما در واقعه دوم، شرایط سیاسی و اطلاعاتی کشور و تجربه مداخلات آمریکا در ماههای پس از انقلاب متفاوت بود.
دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد افزود: امام خمینی(ره) از تحولات پس از پیروزی انقلاب به این جمعبندی رسیده بودند که مسئله آمریکا و مداخلات این کشور، یکی از مسائل اساسی پیش روی جمهوری اسلامی است و نمیتوان بدون تعیین تکلیف این مسئله، صرفاً با تغییر ساختار سیاسی و حذف حکومت پهلوی، مشکلات کشور را برطرف کرد.
وی تصریح کرد: از این منظر، تسخیر سفارت فرصتی برای ارتقای مبارزه از مرحله استبدادستیزی و مقابله با حکومت پهلوی به مرحله استکبارستیزی و مقابله با سلطه خارجی فراهم کرد و امام خمینی(ره) از این تحول در راستای تبیین جایگاه استقلال سیاسی و دفاع از حقوق ملت ایران بهره گرفتند.
وکیلی در پاسخ به پرسشی درباره مبانی حقوقی حمله به پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه، با تفکیک میان پایگاههای نظامی و مراکز پشتیبانی و اطلاعاتی اظهار داشت: در حقوق بینالملل، اصل دفاع مشروع در برابر حمله مسلحانه به رسمیت شناخته شده است و ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد نیز به این موضوع پرداخته است.
وی افزود: درباره مراکزی که مستقیماً در عملیات نظامی علیه ایران نقش دارند، میان حقوقدانان مباحثی مطرح است و باید ماهیت، کارکرد و میزان ارتباط هر مرکز با عملیات نظامی بررسی شود. همچنین درباره مراکز اطلاعاتی و پشتیبانی که بهصورت غیرمستقیم در آمادهسازی حملات نقش دارند، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.
این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت تبیین حقوقی این موضوع در مجامع بینالمللی خاطرنشان کرد: جامعه حقوقی و دانشگاهی کشور باید با استدلالهای مستند و مبتنی بر قواعد حقوق بینالملل، مبانی دفاع مشروع و ابعاد حقوقی این مسائل را برای افکار عمومی جهان تشریح کند.
انتهای پیام/
دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد:
اشغال سفارت آمریکا واکنشی به سالها مداخله و سلطهطلبی این کشور علیه ایران بود
حوزه/ وکیلی، با تأکید بر اینکه اشغال سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ در بستر سالها مداخله و سلطهطلبی این کشور در ایران شکل گرفت، اظهار داشت: کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تصویب قانون کاپیتولاسیون و ادامه مداخلات آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از مهمترین زمینههای تاریخی این واقعه بود.











نظر شما